[ad_1]

ایجاد منظره صوتی برای یک فیلم برای نوازنده ای که شنوایی خود را از دست می دهد پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. سازندگان فیلم در پشت درام جدید “صدای فلز” می خواستند مخاطب را به تجربه قهرمان اصلی اش ، روبن (ریس احمد) ، درامر پانک فلزی منتقل کنند و مجبور شود در حالی که گیج و مبهوت نگاه می کند به زندگی اش متفاوت نگاه کند.

با قضاوت از نظرات مثبت مثبت ، کارگردانان این شاهکار دشوار را انجام دادند. در نیویورک تایمز ، جانت کاتزولیس “یک طراحی بسیار پیچیده صدا را تحسین می کند که به ما امکان می دهد گوش های روبن را اشغال کنیم.”

این فیلم (جریان آمازون) معمولاً وقتی که او خودش را به سمت واقعیت جدیدش می کشاند ، ما را در دیدگاه شنیداری قرار می دهد. (ارزش دیدن با هدفون یا سیستم صوتی خوب را دارد.) داریوش ماردر ، نویسنده و کارگردان فیلم گفت: “من با افرادی که شنوایی خود را از دست داده اند مکالمه زیادی داشته ام و تجربه دو نفر یکسان نیست.” “اما چیزی که تقریباً برای همه ناشنوایان درست است این است که آنها کاملاً صدای خود را از دست نمی دهند. این سکوت نیست. “

در عوض ، ماردر و طراح صداش نیکلاس بکر می خواستند این ارتعاشات با فرکانس پایین و سایر آهنگ ها را ضبط کنند. این رویکرد با لحظات مختلف تجربه روبن سازگار شد. در مصاحبه های جداگانه با زوم ، مردر و بکر سه صحنه را متمرکز کردند ، در حالی که آنها در مورد برخی از تکنیک ها و ایده هایی که برای شنیدن تجربه شنیداری روبن استفاده کردند ، از جمله قرار دادن میکروفون در جمجمه و دهان آنها صحبت کردند.

قبل از نمایش ، اولین بار در شنیدن روبن تغییر چشمگیری ایجاد شد ، زیرا او میز را با هم گروه خود و دوست دخترش لو (اولیویا کوک) مرتب کرد. در یک لحظه او احساس می کند صدای زنگی بلند است ، سپس صداها خفه می شوند.

پاسخ احمد در این مرحله فقط بازیگری نیست. سازندگان فیلم هدفون های سفارشی ساخته شده برای بازیگر ساخته اند تا بتوانند با صدای فرکانس بالایی که ایجاد کرده اند او را تغذیه کنند.

ماردر گفت: “او به بسیاری از روندهای جسمی واکنش نشان می دهد.” “و این روند جای خود را به صدای سفید در گوش های ریز در زمان واقعی می دهد ، که به او اجازه نمی دهد حتی صدای خودش را بشنود ، که یک تجربه بسیار خاص است بنابراین او نمی تواند صدای خود را بشنود. این همان چیزی است که باعث از دست رفتن تعادل و از دست دادن کنترل واقعی می شود. “

این لحظه به مخاطب علامت می دهد که فیلم رویکرد اول شخص بسیار بیشتری را اتخاذ خواهد کرد که ما اغلب از گوش روبن گوش خواهیم داد. این سکانس با عملکرد گروه ادامه می یابد ، وقتی روبن بر روی طبل می نشیند ، ضربات قوی به آرامی به زنگ های پایین و دور کمرنگ می شوند.

در سکانس بعدی ، روبن صبح بیدار می شود تا متوجه شود که کاهش شنوایی وی بارزتر شده است. صدا در اینجا بسیار کم و خرد ، تا حدودی غارنوردی و بسیار داخلی است.

این احساس درونی برای بکر یک تخصص است ، که در بسیاری از پروژه ها تجربه های صوتی جذاب و شخصی را ایجاد کرده است ، از درام فضانورد جاذبه ، که برای فهمیدن صدای داخل آن لباس فضایی پوشید ، تا فیلم فرماندهی فاجعه عمیق ، که برای آن دو هفته در زیر آب در یک زیردریایی ضبط کرد.

وی توضیح داد: “اگر بتوانم مردم را در محیط صوتی واقعی قرار دهم ، می توانم چیزهای بسیار خاصی ایجاد كنم.” “این در مورد نحوه اتصال صدا به حافظه بدن است.”

بکر گفت که یک سال قبل از فیلمبرداری The Sound of Metal ، او از مردر به پاریس دعوت کرده بود تا از یک اتاق غیراخلاقی بازدید کند. این اتاق برای خلاص شدن از صدا و پژواک طراحی شده است.

بکر گفت: “بعد از 10 دقیقه می توانید تاندون ها ، فشار خون خود را بشنوید.” “شما می توانید به محدودیت فیزیولوژیکی سیستم شنوایی شما. “

عمیق تر رفتن به این ارتباط بین بدن و صدا و ایجاد تجربه شنیداری روبن شامل آنچه Marder “آزمایش واقعی با خفگی” می نامید ، می شود. بکر برای رسیدن به این احساس پیچیده شدن ، داخل جمجمه و کلاه ایمنی محافظت شده را میکروفون می کند. همچنین از میکروفون هایی به سبک استاتوسکوپ ، به همراه میکروفون هایی که به دهان اجرا کننده وارد می شوند ، ترکیبی از صدا را نشان می دهد که نشان می دهد روبن چگونه صدا را از داخل به بیرون تجربه می کند.

بعداً در فیلم ، روبن کاشت حلزون گوش دریافت کرد. در این صحنه ، او با یک شنوایی شناس آشنا می شود که به تنظیم دستگاه ها کمک می کند. آنها را به طرق مختلف تنظیم می کند ، هر نتیجه بارزتر است ، اما همچنان با یک اعوجاج هشدار همراه است ، مانند یک صفحه رادیویی که به فرکانس مناسب نمی رسد. شنوایی شناس برای روبن توضیح می دهد که به نظر نمی رسد به یاد بیاورد. بلکه ، ایمپلنت ها مغز او را گمراه کرده و فکر می کنند که می شنود.

این فیلم ارتباطی را بین صداهایی که روبن به عنوان درامر صدا می کند توصیف می کند ، که ممکن است از نظر برخی شنوندگان ناخوشایند باشد و صدای ناشی از ایمپلنت ها که روبن اکنون آن را ناخوشایند می داند.

ماردر در این صحنه به صوتی گفت: “او باید از آن خط عبور کند تا ناراحت کننده باشد ، اما غیر قابل تحمل نیست.” برای این منظور ، صداها به شدت پردازش شدند. هر لایه صوتی نیز باید به صورت جداگانه پردازش شود ، فیلترها روی هر عنصر قرار می گیرند. سپس این لایه ها در اطراف کانالهای موجود در مخلوط پخش می شوند تلاشی برای از دست دادن تعادل ایجاد کنید ، “ماردر گفت. “از آنجا که یکی از جنبه های جذاب این تجربه شنیداری نه تنها متفاوت به نظر رسیدن صدا است بلکه مغز ما جهت را نمی فهمد. بنابراین ناگهان این صدای فراگیر در آن گم می شود. “

[ad_2]

منبع: book-news.ir