[ad_1]

متخصص مغز و اعصاب گفت: “آیا می توانم شما را ببینم؟” مرد جوان موافقت کرد و پزشک شروع به بررسی قدرت بالاتنه کرد – ابتدا در سمت راست طبیعی و سپس در سمت چپ. نیرو بر روی هر دو شانه یکسان بود و بازو را به سمت بالا برده و به سمت پایین فشار می داد. نیروی موجود در دوسر بازویی همان بود که ایستاده بود و از آرنج خم می شد. سپس سیواک انگار که با هم دست می دهد دست راست مرد را گرفت. به داخل برگردید ، او به بیمار دستور می دهد. حالا بیرون طبیعی. او همین کار را در سمت چپ انجام داد. واضح است که بسیار ضعیف تر است. سپس او را وادار کرد مرد جوان در آخرین مفصل انگشت شست خود را خم کند. ناخن را فشار داد و به مرد دستور داد انگشت شست خود را صاف کند. در سمت راست آسان بود. اما در سمت چپ غیرممکن است. سیواک سرانجام گفت: “فکر می کنم می دانم چه خبر است.”

این متخصص مغز و اعصاب گفت: این مرد جوان چیزی به نام سندرم پارسونژ-ترنر داشت ، التهاب اعصاب در شبکه بازویی. متخصص مغز و اعصاب توضیح داد: شبکه بازویی بخشی از رشته های عصبی است که نخاع را به اعصاب محیطی شانه و بازو متصل می کند. با درد شروع می شود – معمولاً درد شدید – و به ضعف و از دست دادن عضله تبدیل می شود. اگر تنها بماند ، معمولاً حل می شود ، اما روند کار ممکن است سالها طول بکشد. با این حال ، دکتر اضافه کرد ، برخی مطالعات نشان می دهد که یک دوره 5 روزه استروئیدهای با دوز بالا می تواند باعث بهبودی سرعت شود. او قبلاً از بیماران با این مسئله مراقبت کرده بود و اغلب حتی پس از یکبار مصرف دارو نیز شاهد بهبودی بود. وی توصیه کرد که استروئیدها را در اسرع وقت شروع کنید.

سندرم پارسونژ-ترنر ، که به آن نوریت حاد بازویی نیز گفته می شود ، اولین بار بیش از یک قرن پیش توسط پزشکی در آلمان توصیف شد. این نام به نام دو متخصص مغز و اعصاب انگلیس ، موریس پارسوناژ و جان ترنر ، که شرح 136 مورد از این اختلال را در سال 1948 منتشر کردند ، در این موارد ، درد و ضعف روزها تا هفته ها بعد از جراحت ، معمولاً عفونت یا جراحی ، ظاهر می شود. در دهه های گذشته ، این سندرم معمولاً نادر توصیف شده است ، اما مطالعه ای که فقط چند سال پیش منتشر شده است ، حاکی از آن است که این سندرم بسیار شایع تر از آن است که قبلاً تصور می شد – فقط اغلب فراموش شده است.

بیمار با اکراه موافقت كرد كه معالجه شود. او معمولاً دارو نمی خورد و نمی خواست شروع کند ، اما ایده سالها درد حتی جذابیت کمتری داشت. وقتی بیمار برای تزریق دوم وارد شد ، سیواک به دیدن او آمد. چه احساسی داشت؟ بهتر؟ قوی تر؟ این ورزشکار سرش را تکان داد. بدون تغییر. متخصص مغز و اعصاب مرد جوان را در آغوش گرفت و دوباره قدرت هر دو انگشت شست را امتحان کرد. در سمت چپ ، جایی که بیمار تحت فشار پزشک بی حرکت بود ، او قبلاً قادر به صاف کردن مفصل بود. او هنوز به اندازه انگشت شست راستش قوی نبود اما بهتر بود.

پس از اتمام استروئیدها ، وی دوباره فیزیوتراپی را شروع کرد. به آرامی بازو و شانه اش آرام شده و قدرت قبلی خود را بازیافت. من سه ماه پس از درمان با بیمار صحبت کردم و او به من گفت که 90 درصد آنجا است. چند ماه بعد ، او اعلام کرد که به قدرت قدیمی خود ، به خود قدیمی خود بازگشته است.

من اخیراً دوباره با بیمار صحبت کردم. شانه و بازویش خوب است. او هنوز در حال انجام حرکات کششی است که دو سال پیش در فیزیوتراپی به او آموخته بود و احساس می کند اگر متوقف شود درد و ضعف برمی گردد. اما او به سالن بدنسازی بازگشته و وزنه برداری می کند و مشکلی ندارد. او ماراتن دیگری را امتحان نکرد. او تعجب می کند که آیا در این روش به درستی آموزش ندیده و عصب خود را زخمی کرده است. او دوست داشت این ماراتن را بدود ، اما فکر نمی کند این کار را دوست داشته باشد. این روزها او دوچرخه سواری کرده است. و او می گوید تقریباً به همان خوبی است.

[ad_2]

منبع: book-news.ir