[ad_1]

فیدوشیا اصرار بیشتری بر دسترسی به خدمات تولید مثل ، از جمله ماموگرافی و معاینات لگن دارد. او و سایرین با موفقیت برای تمدید قانون ملی آمار جرایم نفرت ، شامل خشونت علیه افراد دارای معلولیت لابی کردند. وی همچنین در دفتر دادستان کالیفرنیا برای جنایات نفرت خدمت کرده است.

او با شوهر آینده خود ، دانیل فیدوچا ، مشاور حقوقی که در سال 1992 در آموزش وکلا برای افراد معلول ملاقات کرد ، برای افزایش سقف درآمد برای مزایای بهداشت فدرال ، که مانع ازدواج زوجین بود ، تلاش کرد. دارای معلولیت دانیل فیدوچا از سرطان دوران کودکی جان سالم به در برد و با پرتودرمانی ، که استخوان های او را ضعیف کرد ، تحرک او محدود شد.

طبق مرزهای بهداشت فدرال ، حقوق باربارا فیدوکا به عنوان یک زن مجرد به اندازه کافی کم بود که Medicare و Medicaid می توانست هزینه های همراهان شخصی و یک طرفدار خود را تأمین کند. اما درآمد کل زوجین از حد مجاز فراتر رفته و آنها را مجبور به انتخاب بین ازدواج و مزایای سلامتی می کند که به زنده ماندن باربارا فیدوکا کمک کرده است. معضل او ، او در سال 1995 به San Jose Mercury News گفت ، احساس “شوخی کثیف” کرد.

وی به روزنامه گفت: “به عنوان یک دختر ، از بسیاری جهات به من گفتند که من همیشه تنها خواهم بود.” در عوض ، او گفت که “عشق و علاقه زیادی” با مردی پیدا کرده است که می خواهد زندگی خود را با او بگذراند.

وی گفت: “من بر کلاله غلبه کردم ، و اکنون نمی توانم ازدواج کنم.”

طرفدار او که به پشت ویلچر او متصل بود ، باربارا فیدوکا ، تور کاپیتول هیل را گشت ، و با دیگر فعالان از افراد معلول حمایت کرد ، در حالی که دانیل فیدوکا به ترسیم یک استراتژی قانونی کمک کرد. گرچه کنگره مجازات به اصطلاح ازدواج را لغو نکرد ، اما قوانین در اواسط دهه 1990 تغییر یافت و اجازه داد که ایالت ها به زوج های جداگانه اجازه آزادی دهند.

مارشا ساکستون ، مدیر تحقیق و آموزش در انستیتوی معلولیت جهانی در اوکلند ، کالیفرنیا و دوست باربارا فیدوکا ، در یک مصاحبه تلفنی گفت: “آنها می خواستند ازدواج کنند و این تنها شلیک آنها بود.” “اما آنها همچنین می خواستند سیاست خود را تغییر دهند.”

ریک سانتینا ، یک دوست خانوادگی که در آن شرکت کرده بود ، گفت که این زوج در ژوئیه 1996 در یک دفتر کوچک کاتولیک رومی در نزدیکی خانه خود در کوپرتینو ، کالیفرنیا ازدواج کردند. آنها بچه ها را دوست داشتند ، گرچه هیچ کدام از خودشان نبودند. سانتینا گفت فرزندانش باربارا فیدوکا را به عنوان “عمه بوق” می شناختند زیرا او به آنها اجازه می داد بوق صندلی چرخدار خود را بازی کنند در حالی که آنها آنها را روی لگن خود سوار می کرد.

[ad_2]

منبع: book-news.ir