[ad_1]

این کتاب همچنین به بررسی روابط جداگانه اما برابر فاکس با چهار فرزند بزرگسالش می پردازد (وی گفت که آنها برای آماده سازی شواهد از طرفداری بسیار آماده هستند). تصمیم او برای متوقف کردن اقدام (“غیر ممکن است صحبت این به طور قابل اعتماد یک بازیگر برای یک بازیگر است “) ؛ چرا اخیراً لاک پشتی را در قسمت داخلی بازو راست خال کوبی کرده است (“ثبت تصویری قدرت مقاومت”). و شاید هیجان انگیزترین ، پیشرفت تدریجی بیماری او باشد.

وی می نویسد: “در صورت عدم مداخله شیمیایی ، پارکینسون مرا یخ زده ، بی حرکت ، با چهره ای با سنگ و لال خواهد کرد – کاملاً به رحمت محیط من. برای کسی که حرکت برای او مساوی با احساس ، لرزش و تناسب است ، این یک درس فروتنی است. “

برای یک کاربر خاص از فرهنگ پاپ Generation X ، Michael J. فاکس “روابط خانوادگی” را در زمان نخست ، “بازگشت به آینده” را در سینما و مصاحبه های تایگر بیت را به خاطر می آورد. انرژی که باعث شده او چنین حضور فریبنده ای در صفحه داشته باشد از کتاب او ناشی می شود. او حتی زمانی را که روی صفحه نمایش من است – جایی که من در تمام زندگی تجسم های مختلف او را تماشا کرده ام – گذرانده است ، فقط این بار فقط با من صحبت می کند – تا حدی که نگران مشکل مادرم هستم. بیش از زمان توافق شده طول می کشد.

تنها مکث در حرکت زمانی اتفاق می افتد که او در مورد پولان صحبت می کند. “این کتاب نامه ای عاشقانه به تریسی است. او واقعاً مرا خرج کرد “- او قورت می دهد ، سرش را تکان می دهد ، دست خود را بلند می کند -” همه چیز “.

اصل راهنمای “هیچ زمانی مانند آینده نیست” از برادر همسر فاکس ، مایکل پولان ، نویسنده همکار که با کتاب های “گیاه شناسی از خواسته” و “چگونه ذهن شما را تغییر دهیم” شهرت دارد ، الهام گرفته شده است. “او همیشه به من می گوید ،” سرعت و حقیقت. سرعت و حقیقت فاکس گفت: “صادق باشید و مراقب باشید.” “من نمی خواهم کسی باشم که روی بالش نشسته و به مردم می گوید ،” توپ باش. ” من به جز تجربه خودم چیزی به دیگران نخواهم گفت. من 59 ساله هستم و وقت مکالمه های کوچک ندارم. “

یک پیش نویس از کتاب در حال پیشرفت بود که فاکس و خانواده اش را به خانه خود را در Coogue، نیویورک، نقل مکان کرد به از ماه های اولیه این بیماری همه گیر، پدیدار شود. از آنجا ، او شش روز در هفته از طریق FaceTime با شریک دیرینه خود ، نلی فورتنبری تهیه کننده ، که در بندرگاه ساگ بود ، به کار خود ادامه داد. در نهایت گروه اجاره یک دفتر که در آن فرآیند خود را همان کتاب قبلی بود: Fortenbury دیوار یک دیوار با کارت های شاخص را موضوعات فاکس می خواستم به پوشش میدهد. زیر هر ردیف دیگری از کارت های رنگی قرار داشت که حاوی داستان های مربوط به هر موضوع بود.

فاکس گفت: “روش کار من نوشتن یادداشت هایی است که هیچ کس نمی تواند آنها را بخواند و سپس آنها را به نل دیکته می کنم.”

فورتنبری در یک مصاحبه تلفنی توضیح داد ، “دست نوشته های مایکل هرگز خوب نبوده است.” “بنابراین او صحبت می کند و من می نویسم. من نویسنده یا هم نویسنده آن نیستم. وی نویسنده این کتاب است. “

[ad_2]

منبع: book-news.ir