کلیف جوزف ، یک هنرمند ، فعال و درمانگر ، در سن 98 سالگی درگذشت


کلیف جوزف ، یک هنرمند بزرگ شده هارلم ، که در دهه 1960 و 1970 به دفاع از ورود هنرمندان سیاه پوست به موزه های بزرگ نیویورک اعتراض کرد و بعداً پیشگام فرهنگ چند فرهنگی در زمینه هنر درمانی ، در ماه نوامبر درگذشت. 8 نفر در بیمارستانی در شیکاگو. او 98 ساله بود.

همسرش ، آن جوزف ، مرگ را تأیید کرد.

در سال 1963 ، آقای جوزف ، که در نقاشی های او ناآرامی های اجتماعی ملت را فراگرفته است ، به عنوان یک هنرمند در نیویورک جنگید. او در ماه اوت در واشنگتن بود و مقابل جمعیت حاضر در بنای یادبود لینکلن ایستاده بود که کشیش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور سخنرانی خود را “من یک رویا دارم” ارائه داد.

آقای جوزف در مستند 2006 “گفتگوها با کلیف جوزف” گفت: “من از این تجربه و آنچه که در مورد نحوه استفاده از مهارتهای هنری به من گفت بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم.” این واقعاً مرا بیدار کرد.

آقای جوزف و گروهی دیگر از هنرمندان ائتلاف فرهنگی اورژانس سیاه را تشکیل دادند که برای جذب هنرمندان آفریقایی-آمریکایی در موزه های نیویورک فعالیت های خود را آغاز کرد.

هنگامی که موزه هنر متروپولیتن در سال 1969 هارلم را در ذهن من افتتاح کرد ، علت آنها جلب توجه کرد. این نمایشگاه که مستند فرهنگ و تاریخ هارلم است ، شامل نقاشی یا مجسمه های هنرمندان سیاه پوست نیست. آقای جوزف و همكاران فعالش روزها با اصطلاح “هارلم در ذهن كیست؟” در مقابل موزه مشغول پیكرت هستند.

صدای آنها شنیده می شد.

شهردار جان دبلیو لیندسی از این نمایشگاه انتقاد کرد. وزارت حقوق بشر نیویورک وی را محکوم کرد. و توماس هووینگ ، متصدی مت ، عذرخواهی عمومی نادر انجام داد.

در سال 1971 ، موزه هنرهای ویتنی نمایشگاهی با عنوان “هنرمندان سیاه پوست معاصر در آمریکا” افتتاح کرد. این ائتلاف از موزه به دلیل استخدام متولی سفید پوست برای این پروژه انتقاد کرد.

آقای جوزف در بیانیه ای گفت: “این بسیار مهم است” ، وی توسط شخصی انتخاب می شود كه خرد ، قدرت و عمق حساسیت او نسبت به هنر سیاه از تجربه خود با سیاه پوستان استخراج شده باشد. “

جان ویتنام بائور مدیر ویتنی به رسانه ها گفت ، “ائتلاف از نوعی جدایی طلبی حمایت می کند که من به آن اعتقادی ندارم.”

پانزده هنرمند سیاه پوست ، از جمله ریچارد هانت مجسمه ساز و سام گلیام ، هنرمند ، در روز افتتاحیه از نمایشگاه بازنشسته می شوند. اندکی پس از آن ، گروه نمایش اعتراضی به نام “تکذیب نمایشگاه موزه ویتنی” را در Acts of Art ، گالری متعلق به بلک ، در دهکده گرینویچ ترتیب دادند.

در پی قیام زندانیان در زندان اصلاحی آتیکا در ایالت نیویورک در سال 1971 ، این گروه برای اجرای برنامه های هنری زندانیان لابی کردند و آقای جوزف نامه ای به فرماندار نلسون A. راکفلر ارسال کرد.

وی نوشت: “کسانی که در راس سیستم ستمگری قرار دارند قدرت هنر را به خوبی می دانند و از آن در دست مردم می ترسند.” “به همین دلیل ساختارهای قدرت در طول تاریخ بشر سعی در سرکوب و کنترل هنرمند خلاق داشته اند.”

در همان سال ، برنامه هنری آنها ، که اغلب توسط هنرمندان ائتلاف تدریس می شد ، در مقبره های منهتن سفلی تحقق یافت و بعداً به مراکز اصلاح و تربیت در سراسر کشور گسترش یافت.

در دهه 1940 ، آقای جوزف وارد رشته بهداشت روان در هنر درمانی شد و به معرفی مفاهیمی مانند حساسیت نژادی و صلاحیت فرهنگی در این حرفه کمک کرد.

وی 11 سال در م Instituteسسه پرات در بروکلین هنر درمانی تدریس کرد و در کالج پزشکی آلبرت انیشتین در برانکس کار کرد. وی اولین عضو سیاه پوست انجمن هنر درمانی آمریکا بود و در سال 1981 رئیس انجمن هنر درمانی نیویورک شد.

در مستند 2006 ، آقای جوزف در سهم خود در زمینه چند فرهنگی در حوزه خود تأمل می کند.

وی گفت: “این طور نیست که شما برای برخورد با بیماران سیاه پوست باید سیاه پوست باشید.” “اما اگر یک مرد سفید پوست وارد کار با گروهی از سیاه پوستان شود ، آن شخص باید بداند که باید از یک رویکرد خاص فرهنگ استفاده شود.”

در غیر این صورت ، او ادامه داد ، “آنها نمی فهمند شما از كجا آمده اید و شما نمی فهمید كه آنها از كجا آمده اند و هیچ اتفاقی نمی افتد.”

کلیفورد ریکاردو جوزف در 23 ژوئن 1922 در شهر پاناما در یک خانواده بزرگ کارائیب متولد شد. پدرش ساموئل در کانال پاناما کار می کرد و مادرش لئونتین (الیس) ، جوزف ، خدمتکار بود. وقتی او 18 ماهه بود ، خانواده اش در هارلم ساکن شدند.

برادر بزرگتر کلیف ، فردی ، آرزو دارد که یک افسر پلیس شود. در همان روزي كه در آكادمي پذيرفته شد ، در ساختمان آپارتماني خود توسط مردي به ضرب گلوله كشته شد. آقای جوزف برای تأمین معاش خانواده خود ، در نوجوانی وارد ارتش شد. بعداً در خارج از کشور در واحد توپخانه صحرائی خدمت کرد.

پس از جنگ جهانی دوم ، آقای جوزف گرت بیل را در پرات آموخت و در سال 1952 از BFA فارغ التحصیل شد. هنگام کار در یک مرکز اجتماعی ، با آن وگگنتالر آشنا شد که در اواسط دهه 1960 با او ازدواج کرد.

چند سال پس از شرکت در راهپیمایی در واشنگتن با همسرش و شنیدن صحبت های دکتر کینگ ، آقای جوزف برای دکتر کینگ تعدادی کارت کریسمس که به افتخار دختران جوانی که در بمب گذاری کو کلوکس کشته شدند ، ایجاد کرد. قبیله ای در کلیسایی در بیرمنگام ، آلاباما .در سال 1963 ، دکتر کینگ نامه ای را به آپارتمان آقای جوزف در دهکده شرقی فرستاد.

وی نوشت: “من عمیقا تحت تأثیر رفتار سخاوتمندانه شما قرار گرفتم و بسیار سپاسگزارم.” “این به ویژه شادی آور بود ، زیرا من از وقتی دیدم که همیشه احساس می کردم هنر شما معنی و فداکاری مبارزه ما را بیان می کند.”

در دهه 1960 ، آقای جوزف به مراقبت از بیماران روانپزشکی در بیمارستان جاکوبی در برانکس کمک کرد ، جایی که با ادیت کرامر ، یک هنر درمانگر برجسته دوست شد. خانم کرامر او را به تماشای کارش با کودکان در بیمارستان دعوت کرد و آقای جوزف تحت تأثیر آنچه مشاهده کرد متأثر شد. سپس وی را به جلسات اولیه انجمن هنر درمانی آمریکا آورد.

آقای جوزف در سال 2006 گفت: “من با همه این افراد وارد این اتاق شدم و کسی را نمی دیدم که بتوانم نژاد خود را تشخیص دهم.” من وقتی معرفی شدم کمی مودبانه احساس کردم ، اما این کار را نکردم. احساس استقبال نمی کنم “

انجمن هنر درمانی آمریکا در سال 2008 با قدردانی از تعهد وی به فعالیت اجتماعی در این زمینه ، جایزه ای به آقای جوزف اهدا کرد. وی همچنین در مستند چرخ های متنوع در هنر درمانی: پیشگامان رنگ ، که از چندین درمانگر که دیدگاه چند فرهنگی را ارائه می دهند ، معرفی می شود.

در سال 2001 ، آقای جوزف و همسرش پس از سالها زندگی در مجتمع مسکونی Westbeth Artists مسکن در دهکده West ، به شیکاگو نقل مکان کردند و بعداً به اعتراض محله علیه تأسیسات ذخیره سازی کک نفتی در West Village پیوستند. ضلع جنوب شرقی ، متعلق به برادران کوچ. آقای جوزف همچنین در حال نگارش رمان علمی تخیلی مکاشفه شماره 10: ندای همسایه کهکشانی است.

آقای جوزف علاوه بر همسرش ، دو فرزند از ازدواج قبلی به نام های کلیفورد جونیور و لئونت جوزف نیز به یادگار مانده است. برادر ، رونالد؛ و سه نوه دختر زوری جوزف در سال 2013 درگذشت.

در سال 2018 ، کالج شکارچی در نیویورک با برگزاری مراسمی در گالری پردیس ، نمایشگاه Rebuttal to Whitney Museum را بررسی کرد. این نمایشگاه آثاری از نمایش اصلی سال 1971 ، از جمله یکی از نقاشی های روغن آقای جوزف ، سوپرمن را مرور می کند.

این نقاشی یک قبیله متکبر را به تصویر می کشد که یک اسلحه و صلیب را در مقابل پرچم کنفدراسیون ایستاده است. اما او برهنه است ، روپوش سفید خود را بر بازوی خود دارد و آقای جوزف او را طیفی و رها کرده است.


منبع: book-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>